.:: welcome to worksafe.ir ::.


مقدمه:
تنها صدمه و آسیب به افراد در سال های اخیر بیش از 110 میلیارد دلار برای اقتصاد ایالات متحده هزینه داشته است. این هزینه، هزینه های بیماریهای شغلی که چندین برابر از این مقدار است را شامل نمی گردد. قبل از ایجاد فرهنگ ایمنی باید مفهوم هزینه های ناشی از حوادث را درک نمود. آنچه را که یک شرکت باید انجام دهد تا هزینه 500 دلاری یک حادثه را بپردازد، در زیر به صورت اجمالی آورده شده است :

v یک پرکننده بطریهای مشروبات غیرالکلی باید بیش از 61000 بطری نوشابه های گاز دار سودا پرکرده و بفروشد.

v یک بسته بند مواد غذایی باید بیش از 235000 جعبه ذرت کنسرو کرده و بفروشد .

v یک نانوایی باید بیش از 235000 قرص نان پخته بفروشد .

v یک پیمانکار باید بیش از 3000 فوت مربع بتون را قالب ریزی و پرداخت نماید .

v یک شرکت سازنده بتون آماده باید به اندازه 20 کامیون بتون ، آماده نماید .

v یک پیمانکار آسفالتکار باید 900 فوت یک جاده دو باند را آسفالت کند .

این دسته بندی مروری بر فروشهای مورد نیاز جهت پوشش دادن خسارات ناشی از حوادث را ارائه میدهد.

به هنگام رقابت شدید و نسبت سودکم، کنترل ضرر و زیان تأثیر بیشتری بر سود خواهد داشت. با فرض میانگین سود 3% ، جهت پرداختن هزینه 50000 دلار خسارت ناشی ازآسیب ، بیمار ، صدمه یا سرقت ، باید 1667000 دلار فروش بیشتری داشت. مقدار فروش مورد نیاز جهت پرداختن خسارت با نسبت سود تغییر خواهد نمود.

باید توجه نمود که یک سیستم مدیریتی می تواند درکنترل هزینه های مرتبط با این موارد به سازمانها کمک کند. برالزامات اجباری جهت پیشبرد فرایند ایمنی نمی توان تکیه نمود. هزینه حوادث می تواند به سود آوری یک شرکت صدمه بزند. هزینه های ایمنی ابزاری است که توسط OSHA جهت کمک به کار فرمایان در ارزیابی اثر آسیب و بیماریها برسود آوری آنها بوجود آمده است. این ابزار از نسبت سود شرکت ، میانگین هزینه های یک آسیب یا بیماری و یک ضریب هزینه غیر مستقیم بمنظور نشان دادن مقدار فروش شرکت برای پوشش این هزینه ها استفاده می کند. چون از میانگین ها استفاده می شود ، هزینه های واقعی می توانند بالاتر یا پایین تر باشند. این هزینه ها که محاسبه می شوند میزان درد و رنج فرد مصدوم را منعکس نمی کنند .

در صورت استفاده از تمام هزینه های غیر مستقیم ، در محاسبه حجم فروش مورد نیاز جهت جایگزینی سود از دست رفته ، مبالغه خواهد شد . همچنین ، تنها استفاده از هزینه های مستقیم در این مقایسه ، حجم فروش مورد نیاز را کمتر جلوه خواهد داد . هزینه های واقعی بین این دو خواهد بود.
همانطور که مشاهده می شود، حوادث بسیار پرهزینه تر از آنچه هستند که مدیران درک می کنند. به این دلیل که هزینه های پنهان بسیاری وجود دارند که قابل درک نمی باشند. برخی از هزینه ها واضح و برخی دیگر نامرئی هستند. ادعاهای غرامت کارکنان، هزینه های پزشکی و غرامت های بیمه ای افراد مصدوم را پوشش میدهد. این هزینه ها، هزینه های مستقیم حوادث می باشند.

اما هزینه آموزش و جایگزینی یک کارگر دیگر، تعمیر اموال یا تجهیزات صدمه دیده، کاهش طول عمر مفید تجهیزات، بررسی حادثه و اعمال اقدامات اصلاحی چه نوع هزینه هایی می باشند؟ هزینه های مربوط به تأخیر در عرضه محصولات، تضعیف روحیه، افزایش غیبت و درد و رنج کارگر، افزایش کارهای اداری و واکنشهای مصرف کننده ضرر دیده ، هزینه هایی هستند که کمتر قابل رویت می باشند. اینها هزینه های غیرمستقیم می باشند. هزینه حوادث توسط بسیاری از متخصصان به عنوان یک کوه یخی شرح داده شده اند. کف آن را چون در عمق قراردارد، نمی توان دید .

مطابق OSHA، مطالعات نشان داده اند که نسبت هزینه های غیرمستقیم به هزینه های مستقیم می تواند بسیار متغیر باشد (از یک نسبت بالا 20:1 تا یک نسبت پایین 1:1(
OSHA یک نگرش محافظه کارانه دارد و حدس می زند که کمترین مقدار هزینه های مستقیم، بالاترین نسبت هزینه های غیرمستقیم به مستقیم را سبب می شود

درهزینه های غیر مستقیم برد جی آر و جورج جرمین در کتاب خود با عنوان « رهبری عملی کنترل ضرر و زیان« جهت توصیف هزینه های حادثه از تشبیهی مشابه تئوری کوه یخی استفاده کردند. آنها استدلال نمودند که هزینه های غرامت بیمه یا پزشکی قسمت مرئی کوه یخی را تشکیل میدهند. مثلاً ، برای هر دلار هزینه مستقیم یک حادثه ، احتمالاً 5 تا 50 دلار یا بیشتر هزینه غیر مستقیم صرف می شود . بنا به گفته آنها ، هزینه های غیرمستقیم می تواند شامل موارد ذیل باشد :

- هزینه های بدون بیمه برای تعمیر ساختمان

- صدمه به ابزار آلات و تجهیزات

- جایگزینی محصولات یا مواد صدمه دیده

- خسارات ناشی از تأخیر در عرضه محصولات و وقفه در کار

- هزینه های دولتی

- جایگزین تجهیزات اضطراری

- اجاره تجهیزاتی که به طور موقتی مورد نیازند

- زمان صرف شده برای بررسی حادثه

در هزینه حوادث محیط کار علاوه بر هزینه های پنهانی 1 تا 3 دلار برای هزینه های گوناگون غیر بیمه ای صرف خواهد شد. این هزینه ها می تواند شامل :

- مدت زمان از دست رفته فرد مصدوم و همکاران وی

- هزینه استخدام و آموزش فرد جایگزین

- هزینه های اضافه کاری

- نظارت بیشتر

- افزایش کارهای اداری و لطمه به شهرت و اعتبار

برد و جرمین تأثیر کاهش تعهد بر کار را مورد توجه قرار ندادند در حالیکه کارگران در محیطی کار می کردندکه در آن آسیب دیدگی عادی بود. همچنین آنها هزینه های مرتبط با بیماریهایی که ممکن بود به مخاطرات بهداشتی مربوط باشند را بیان نکردند OSHA معتقد است که تأثیر مالی بیماریهای مرتبط با کار ممکن است حتی بیشتر از آسیبهای مرتبط با کار باشد ، چون بیماریهای معینی غیبتهای طولانی تری را در بردارند.

در دنیای واقعیت ، مدیریت می تواند ریسک پذیر باشد و جهت رقابت با سایر شرکتها و ایجاد سود ومنفعت، هر کاری انجام دهد. به هر حال ، از طرف دیگر ریسکی وجود دارد که می تواند برای هر مدیری یک ضرر و زیان قطعی باشد : به مخاطره انداختن ایمنی کارگران و ریسک حوادثی که می تواند منجر به آسیب به افراد و صدمه به اموال شود

اکنون مدیران دریافته اند که هزینه واقعی یک آسیب منجر به از دست دادن روز کاری کم اهمیت در نظر

گرفته می شود مشکل اینجاست که فقط هزینه های مستقیم دیده می شوند و همیشه نمی توان هزینه های پنهان را درک نمود.

بحث ونتیجه گیری
جهت کاهش هزینه و ریسکهای مرتبط با حوادث، بایداحساس شغلی خوبی را بوجود آورد، مهم نیست که آیا این حوادث موجب آسیب می شوند یا خیر ؟ بدین منظور ، باید یک هدف را ایجاد نمود :

تدارک خدمات یا تولید یک محصول با کیفیت بطور موثر و بدون حادثه

اغلب دیده می شود که برخی چیزها با گذشت زمان بیش از فعالیتهای عادی تجاری مورد توجه قرار می گیرند. بمنظور کاهش موثر ریسکها، به هنگام تولیدو کنترل کیفی و یا کاهش هزینه ها فقط باید ایمنی را مد نظر قرار داد یک سیستم مدیریت ایمنی باید با سایر الزامات برنامه یکپارچه سازگار باشد. یک برنامه متعادل درجهت بهبود ایمنی ، عملکرد و کاهش هزینه ها تلاش می نماید . تعادل برنامه سیستم ایمنی محصول تأثیر متقابل بین ایمنی سیستم و سایر عناصر برنامه از قبیل هزینه ، جدول زمان بندی و عملکرد می باشد.

برنامه ها از حوادثی که مانع دستیابی به اهداف اولیه می شوند پیشگیری می نمایند.

به هر حال ، نمی توان سیستمی را ایجاد کردکه بخاطر الزامات غیر ضروری و غیر منطقی قابل اجرا شدن نباشد .

ایمنی باید در جایگاه مناسب خود قرارگیرد

تعادل صحیح ایمنی بدست نمی آید مگر اینکه ابتدا شرایط قابل قبول و غیر قابل قبول بطور کافی و مناسب در برنامه گنجانده شده تا انتخاب طرحهای بهینه و یا گزینه های عملیاتی تسهیل گردد. تعیین ریسکهای قابل قبول و غیرقابل قبول برای پیشگیری از حوادث موثر بر هزینه به اندازه تعیین پارامترهای هزینه و عملکرد مهم می باشد یک برنامه ایمنی «قابل رویت» به تثبیت مرحله بهبود نگرش کارگران کمک می نماید

.بازرسی ها و آموزشهای دوره ای مرتبط با ایمنی توسط مدیریت ارشد به متقاعد نمودن کارگران کمک می کند که این برنامه فقط یک برنامه اجرایی ماهیانه نیست بلکه یک موضوع واقعی می باشد.بدین ترتیب کارگران درگیر می شوند. وقتی این اتفاق رخ میدهد ، اغلب سرپرستان در مشارکت پیشگام شده و این برنامه به یک نیروی فعال در سازمان تبدیل می گردد. در این مرحله بطور نیمه خود آگاهانه عادت طرح ریزی و بررسی از قبیل جنبه های هزینه ، کیفیت ، تولید و ایمنی رشد می کند .اگر چه حفاظ گذاری فیزیکی محیط کار یک عامل موثر در ایمنی است ،ولی

نگرش ذهنی کارگران کلید اصلی در پیشگیری از حوادث می باشد

بمنظور دستیابی به این هدف ، باید طرحی را برای از بین بردن آسیبهای کارگران ایجاد نمود . این طرح باید بخشی از نگرش بر پایه فعالیت سازمان را تشکیل دهد.

این طرح نباید فقط نیازهای فوری را مورد توجه قرار دهد بلکه باید مشارکت طولانی مدت و آتی کارگران را نیز در نظر بگیرد . هنگامیکه این طرح ، طراحی شد، باید آن را پیگیری و به صورت یکپارچه استفاده نمود. یک برنامه موثر ایمنی اجازه پیش بینی ، شناسایی و حذف شرایط یا روشهایی که منجر به آسیب می شوند را خواهد داد و به تبع آن حوادث و هزینه های مربوط به آنها کاهش خواهند یافت


+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط محمود زارعی  |